کاربر میهمان خوش آمدید  |  ورود به پنل کاربری  | 
        امروز : 21 مرداد 1399
 
سخنی از بهشت
اخبار کوتاه

اولیا محترم و دانش آموزان می توانند با وارد نمودن کد دانش آموزی و رمز عبور در جریان امور تحصیلی قرار گیرند.

آمار بازدید
خلاصه آمار بازدید


تعداد کاربر آنلاین :  6 نفر
تعداد بازدید :  220280 نفر
عنوان خبر : مروری برزندگی واندیشه ی امام خمینی (ره)
بازدید: 82
درج خبر: 1399/03/12
تعداد نظر: 0

مروری بر زندگی و اندیشه ی امام خمینی ره

 

نیمه ی خرداد، یادآور بزرگمردی مبارز و حق طلب، نستوهی بی پروا، عارفی فقیه و فقیهی عارف و استادی برجسته است؛ شخصیتی كه دارای جامعیت بود و علاوه بر داشتن جایگاهی والا در عرصه فقاهتی و سیاسی دارای مراتب بالای اخلاقی و سلوك عرفانی بود و آثار برجسته یی را در طول حیات خود نگاشت.

امام خمینی(ره) به عنوان شخصیت بی نظیر جهان اسلام در «خمین» به عرصه ی این جهان گام نهاد. ایشان تا نوزده سالگی در زادگاه خود، به درس ابتدایی و تحصیل مقدمات عربی پرداخت و در سال 1339 هجری قمری برای ادامه ی تحصیل به شهر اراك هجرت كرد. بعد از انتقال حوزه ی علمیه به شهر قم، امام نیز روانه ی این شهر می شود. امام در فقه از آیت الله حائری تا سال 1355ه. ق بهره مند بود و برای آموختن هیات، نجوم و فلسفه ی «مشاء» در دروس مرحوم آیت الله رفیعی قزوینی حاضر می‌شد.
وی در عرفان و به ویژه عرفان آمیخته با فلسفه ی «صدرالمتالهین» (ملاصدرا) از مرحوم شاه آبادی استفاده كرد. امام خمینی سالهای طولانی در حوزه ی علمیه ی قم به تدریس خارج فقه، اصول، فلسفه، عرفان و اخلاق پرداخت. ایشان در سال 1342 هجری شمسی در مخالفت با دخالت های بیگانگان در امور كشور و اعتراض به وضعیت سركوب های سیاسی دستگیر شد و به دستور شاه به كشور تركیه و سپس به عراق تبعید شد. امام در تبعید، رهبری انقلاب اسلامی را به عهده داشت و در سال 1357 انقلاب شكوهمند اسلامی به پیروزی رسید. امام یازده سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در خرداد 1368 ش وفات یافت.
از استادان امام(ره) می توان به «شیخ علی محمد بروجردی»، «آقا شیخ محمد گلپایگانی»، «آقا عباس اراكی»، «سید محمد تقی خوانساری»، «سید علی یثربی كاشانی»، «شیخ عبدالكریم حائری»، «سید ابوالحسن رفیعی قزوینی»، «میرزا علی اكبری حكمی یزدی»، «محمد رضا مجدشاهی اصفهانی»، «میرزا جواد ملكی تبریزی»، «آقا میرزا علی شاه آبادی» و.... اشاره كرد.
امام خمینی(ره) دارای آثار فراوانی در زمینه ی فقه، حكومت اسلامی، اخلاق، عرفان، تفسیر و ... است. از جمله ی آثار ایشان می توان به «تحریر الوسیله»، «چهل حدیث»، «طلب و اراده»، «رسائل»، «تعلیقات علی شرح فصوص الحكم و مصباح الانس»، «مصباح الهدایه الی الخلافه و الولایه»، «سر الصلاه»، «كشف الاسرار»، «انوار الهدایه فی التعلیقه علی الكفایه»، «مناهج الوصول الی علم الاصول»، «رساله فی الطلب و الاراده»، «كتاب الطهاره»، «مكاسب محرمه»، «كتاب البیع»، «ولایت فقیه یا حكومت اسلامی» و ... اشاره كرد.
جامعیت علمی امام
امام خمینی فیلسوفی الهی، عارفی ربانی، فقیهی اصولی و مرجع تقلید مردم و در عین حال رهبر انقلاب اسلامی و بنیانگذار جمهوری اسلامی در ایران بود. امام به فراگیری بسیاری از معارف و علوم اسلامی پرداخت و در آن ها تخصص ویژه و مهارت كامل پیدا كرد.
ویژگی برجسته در مورد مطالعات و تحصیلات امام در خور توجه است؛ بدین معنا كه او ضمن تحصیل دروس فقهی متعارف، به آموختن و مطالعه ی متون عرفانی، كلامی، سیاسی، ادبی، نجومی و علم هیات جدید و قدیم پرداخت و با مبانی فلسفه ی غرب آشنا و بر مباحث فلسفه اسلامی در هر 2 گرایش اشراقی و مشائی تسلط كامل داشت. بی گمان این تنوع مطالعاتی امام به وی جامعیتی خاص بخشید.

رویكرد عرفانی امام
امام علاقه مند «حكمت متعالیه» و «عرفان نظری» بودند. در آثار ایشان هم به طور كامل این مطلب آشكار است كه ایشان با رویكرد عرفانی به تبیین فلسفه ی اسلامی و مباحث دینی پرداخته‌اند؛ برای مثال در «تفسیر سوره حمد» ایشان عرفانی بحث می‌كند. همچنین كتاب های «آداب‌الصلاه»، «سرالصلاه»(معراج‌السالكین و صلاه‌العارفین)، «شرح چهل حدیث»، «شرح دعای سحر» و «مصباح‌الهدایه الی‌الخلافه والولایه» نشان می‌دهد كه امام(ره) به رویكرد حكمت متعالیه و عرفان نظری پرداخته اند. در واقع امام(ره) یك فیلسوف، عارف و فقیه بودند.
تربیت و تزكیه نفس در اندیشه امام
امام(ره) تربیت و تزكیه را مقدم بر تعلیم و آموزش می ‌دید ومعتقد بود كه دانش با همه ی شرافتش آنگاه كه توام با تزكیه نفس نباشد همچون ابزاری در خدمت هدف‌های شیطانی به كار گرفته خواهد شد. امام بنده عابد و زاهد خدا بود و سالهای طولانی در خلوت عبادتگاه خود را خالص كرده بود. او تجسم عینی تسلیم در مقابل خدا بود و به همین جهت‏ بزرگترین اتفاقات كوچكترین تاثیری برای او نداشت. امام موحدی بود كه با اتصال به خداوند متعال دیگر قدرتها را خُرد می ‏دید و از این بابت هیچ نگرانی به خود راه نمی‏داد.
ایشان با تصوف منفی كه دین و آیین را در ذكر و ورد منحصر كرده و پرهیز از انجام مسوولیت‌های سیاسی و اجتماعی را ترویج نماید به شدت مخالف بود.
روش شناسی فلسفی امام خمینی
امام خمینی در مباحث فلسفی از قرآن، برهان و شهود عرفانی بهره برده است. ایشان معتقد است كه می‌توان از قرآن یك فلسفه و نظام فلسفی طراحی كرد و از این رو امام علاوه بر روش برهانی از روش شهودی و كشفی هم استفاده كرده‌اند.
مكتب فقاهتی امام خمینی
امام(ره) در مكتب فقهی «صاحب جواهر» بودند و بر «فقه جواهری» تاكید داشتند؛ منظور از فقه جواهری این است كه این فقه، فقهی براساس تجزیه و تحلیل دقیق، همچنین مبتنی بر عقل است. مكتب اصولی در فقه در واقع دارای گرایش های عقلی در فقه است و معتقد به عقل به عنوان یك منبع فطری است. امام در فقه هم روش صاحب جواهر را داشتند از این رو می توانیم ایشان را پیرو مكتب اصولی «شیخ اعظم انصاری» و صاحب كفایه «آخوند خراسانی» بدانیم.
جایگاه فقاهتی امام
امام(ره) مجتهدی برجسته در فقه و اصول بود و برای آنها اصالتی ویژه قائل بود و از آمیزش برداشت‌های كلامی و فلسفی و عرفانی با احكام فقهی در مراحل استنباط احكام پرهیز داشت. ایشان پویایی فقه و اصول را لازمه ی نگرش اجتهادی می دانست و معتقد بود كه عنصر زمان و مكان نقشی بس تعیین كننده در اجتهاد دارند. او در عین حال معتقد بود كه پویایی فقه هرگز به معنای بی ‌ثبات كردن روش استنباط و اجتهاد مصطلح نیست.
 اندیشه سیاسی امام
اندیشه و سیره ی سیاسی امام، مبتنی بر اصول مستحكمی نظیر جهان بینی توحیدی، وحی الهی، سنت و سیره معصومین (ع)، پیوند دین و سیاست، اجتهاد، عقلانیت دینی، توجه به مقتضیات زمان و مكان و لزوم تامین مصالح جامعه اسلامی و سایر مولفه های فقه غنی اسلامی است.
در اندیشه ی امام «دین» خاستگاه و منشا نظام سیاسی اسلام است و همه ی برنامه‏ها و مباحث سیاسی اسلام بر مبنای قوانین و احكام دینی پایه ریزی شده است. از این منظر می فرمایند: «اسلام دین سیاست است با همه شوون سیاست، و این معنا برای كسی كه كمترین دقتی در احكام حكومتی و سیاسی اجتماعی و اقتصادی اسلام بكند به خوبی و روشنی ظاهر می‏گردد، پس كسی كه خیال می ‏كند دین اسلام جدای از سیاست است هم نسبت به معارف اسلام جاهل است و هم سیاست را نمی ‏داند.»
ایشان فقه را تئوری واقعی و كامل اداره انسان، از گهواره تا گور می ‌دانست و برهمین اساس نظریه ی مترقی «ولایت فقیه» را مطرح كردند كه در واقع تشكیل حكومت اسلامی بر اساس ولایت فقیه در زمان غیبت است.
مردم سالاری دینی در اندیشه ی امام
نظام جمهوری اسلامی، نظامی مردم سالار است كه البته آموزه های دینی، به آن رنگ و بو داده است. به عبارت دیگر جمهوری اسلامی بر 2 پایه ی جمهوریت و دیگری اسلامیت بنا گذاشته شده است. یعنی شكل حكومت، ساختار سیاسی و نحوه ی آرایش نهادهای آن جمهوری اما محتوای آن اسلامی است. پس محتوای این شكل از حكومت مردمی در اندیشه‌های سیاسی اسلام قابل تبیین است و هیچ گاه در خارج از چارچوب اندیشه ی سیاسی اسلامی تحلیل‌پذیر نیست.
امام در چارچوب نظام مردم‌سالار در باب وظایف مردم تاكیدهای بسیاری دارد. ایشان معتقد بود مردم وظیفه دارند بر جهت‌گیری ها و سیاستگذاری های دولت در داخل و خارج نظارت كنند و نظرهای مشورتی خود را برای بهبود جامعه و استحكام پایه‌های نظام اسلامی ارایه دهند.
ایشان شاخصه ها و ویژگی هایی درباره ی دموكراسی و مردم سالاری بیان كرده كه به برخی از آنها اشاره می كنیم.
-نفی استبداد و دیكتاتوری: از آنجا كه استبداد و دیكتاتوری از جمله صفات محوری حكومت پهلوی بود، بر همین اساس، امام تحقق مردم سالاری را به زوال نظام شاهنشاهی منوط و مربوط دانست و در این باره فرمود: اصول دموكراسی و آزادی در تضاد بنیادی با این رژیم و با وجود خود شاه هستند.
ایشان در جای دیگری فرمود: دست از مبارزه برنمی‏داریم تا حكومت دموكراسی به معنی واقعی جایگزین دیكتاتوری ها و خونریزی ها شود.
در جمع بندی سخنان یاد شده، یك نكته آشكار می شود و آن تضاد مردم سالاری با استبداد و تمامیت خواهی است.
- تامین و حفظ آزادی: دیگر مشخصه ی مردم سالاری مطلوب حضرت امام، تامین آزادی انسان ها و حفاظت از آن در برابر موانع تحقق آزادی است. ایشان در این ارتباط فرمود: هیچ یك از ملل دنیا آن طوری كه اسلام آزادی طلب است، نیست‏.
- آزادی بیان و عقیده: امام، مردم سالاری مطلوب خویش را بانی و حافظ آزادی بیان و عقیده معرفی كرد و فرمود: در اسلام، دموكراسی مندرج است و مردم آزادند در اسلام، هم در بیان عقاید و هم در اعمال‏.
ـ پیوند با استقلال: از شیوه ی بكاربستن عبارت ها در سخنان امام چنین استفاده می شود كه دموكراسی مطلوب ایشان، ملازم با مفهوم استقلال است و در كنار آن معنی می یابد. ایشان فرمود: نظام حكومتی ایران جمهوری اسلامی است كه حافظ استقلال و دموكراسی است و بر اساس موازین و قوانین اسلامی اعلام می‏شود.
آزادی در اندیشه ی امام خمینی(ر ه)
آزادی به عنوان یكی از اصل های نظام جمهوری اسلامی در اندیشه ی امام خمینی(ره) دارای جایگاه ویژه یی بود. آزادی در اندیشه ی كلامی-سیاسی امام، به 2 معنا به كار رفته است: آزادی فلسفی یا توصیفی، به بیان دیگر اختیار (free-will ) و آزادی حقوقی یا تجویزی (freedom).
آزادی فلسفی در نظر امام، مبتنی بر تحلیلی است كه ایشان در كتاب «طلب و اراده» درباره ی ماهیت انسان بیان كرد. آزادی فلسفی بیشتر، مباحث جبر و اختیار را در بر می گیرد و آزادی حقوقی یا تجویزی درباره ی «بایدها» و «نبایدها» است.
آزادی و مشخصه ی اقتدارگریز آن، بر اساس اسلام و نصوص دینی، یكی از مهمترین اهداف امام خمینی بود. او مبارزه ی خود را مبارزه برای آزادی معرفی می كند. امام هرگز میان آزادی و دین تمایزی نمی افكند و بر این باور است كه آزادی با تمام ویژگی های خود، در درون اسلام نهفته است.
به عقیده ی امام خمینی، آزادی «حق اولیه ی بشر» است كه در همان آغاز خلقت به او عطا شده است. آزادی كه همواره امام از آن به «نعمت بزرگ الهی، هدیه آسمانی و امانت الهی» یاد می كند، «امتیاز» به حساب نمی آید تا دولتی آن را اعطا یا پس بگیرد بلكه آزادی حقی است همانند حق حیات كه آدمی قبل از تشكیل جامعه و دولت از آن برخوردار است و دولت نیز موظف به پاسداری از حریم آن است.
امام خمینی می فرماید: مملكت ما امروز قیام كرده است و این قیام، قیامی است كه همه موظفیم دنبالش برویم منطقی است كه بشر باید دنبالش كند. اینها دارند حقوق اولیه ی بشریت را مطالبه می كنند، حق اولیه ی بشر است كه من می خواهم آزاد باشم، من می خواهم حرفم آزاد باشد.»
در پایان باید باید گفت؛ امام خمینی(ره) اسلام را به مثابه ی صراط یا شاهراهی می دید كه سعادت انسان را در پی دارد و دوری از آن آدمی را به ورطه ی سقوط و نابودی می كشاند. از این رو غایتی كه مدنظر امام(ره) بود تقویت مبانی اعتقادی توحید وتربیت دینی مردم بر پایه ی توحید است.

 


نظرات شما
هنوز نظری ثبت نشده

 
تصویر امنیتی